همين من ساده!

دستهام از این که هست تنهاترهم میشه

افسوس باید باز بکشم بار قلبم را با درد و اندوه

   + سارا ; ۱۱:٤٩ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢٢ آذر ،۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()

ای کاش کمی بیدار تر بودی...!

زمزمه ی آرام نفس هایت سکوت شبم را میشکند . تیک تاک ساعت دیوانه ام کرده است.

اما تو خوابی !

گمان میبری که سرم به بالش نرسیده خوابم برده است اما من بیدارم . چشم دوخته ام به سقف به دیوار به پنجره به هزار فکر ناجور .

راه پیش سیاه است ، راه پس سیاه است ، راه میانه سیاه است .

هزار بار از این پهلو به آن پهلو میشوم . نمیخوابم .

چشم دوخته ام به سیاهی .

اما تو خوابی!

آرام بخواب همراه غمگین من .

   + سارا ; ۱:٢٠ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱٦ آذر ،۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()

الزامات

همیشه لازم است که آدم بداند کی یک مرحله از زندگی اش تمام شده .

اگر بعد با سرسختی به آن چنگ بیاندازد ،

لذت و معنای بقیه ی مراحل زندگی اش را از دست میدهد.

   + سارا ; ۱۱:۳٠ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱٠ آذر ،۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()